در امید از هر سو به روی من مسدود
درین حصار غمانگیز میشوم نابود
تمام زندگیم آیههای ناکامی ست
تمام آنچه از اول و تا به اکنون بود
زمانه ساز مخالف همیشه با من زد
به جز شکستن من هیچ غصهی نزدود
چگونه دل بدهم آه! چگونه خوش باشم؟
که قفل زندگیم را کسی دمی نگشود
به روی گور منی نا به کام بنویسید!
که در تمامی دنيا دمی نمیآسود
مژگان فرامنش
برچسب: اميد در از بوسه تا عشق,شعر در مورد امید از حافظ,امید در از بوسه تا عشق,در مورد ازدواج امید و تیام,در کشور عشق از امید,
نویسنده: کیانوش احمدی