خاکستری رنگم بهاران از تنم کوچید
گل بوتهها از سرزمین دامنم کوچید
تا انتهای زندگی را رفتم و دیدم
از من نمانده سایهای، حتی" منم " کوچید
از عشق حرفی هم به دنیایم نخواهم گفت
دیریست عشق از وسعت پیراهنم کوچید
جا مانده تنها رد پای وحشت و توفان
نیزار و برگ و گل میان گلشنم کوچید
تا خواستم لب وا کنم حرفی بگویم از
یک روسری سرخ و آبی... گفتنم کوچید
مژگان فرامنش
برچسب:
نویسنده: کیانوش احمدی