گره کور غزلها

متن مرتبط با «مرا» در سایت گره کور غزلها نوشته شده است

مرا ببخش اگر بار روزگار تو بودم

  • نیلوبلاگ

    مرا ببخش اگر بار روزگار تو بودم اگر همیشه نبودی، اگر کنار تو بودم میان ممتد این کوچههای خالی دنیا تو رفته بودی و اما به انتظار تو بودم مرا ببخش اگر روزگار باب دلت نیست اگر دلیل غم و رنج بیشمار تو بودم اگر چراغ به شبهای تار من تو نبودی اگر چراغ به شبهای سرد و تار تو بودم کنار پنجره آرام مینشستی و اما نشسته نه! که هرآن لحظه بیقرار تو بودم از اینکه رفتهای خوش باش و روزگار بکامت منم که ماندهام هرچند، در کنار تو بودم مژگان فرامنش ...

    ادامه مطلب
  • مرا ببخش اگر بار روزگار تو بودم

  • نیلوبلاگ

    مرا ببخش اگر بار روزگار تو بودماگر همیشه نبودی، اگر کنار تو بودم میان ممتد این کوچههای خالی دنیاتو رفته بودی و اما به انتظار تو بودم مرا ببخش اگر روزگار باب دلت نیستاگر دلیل غم و رنج بیشمار تو بودم اگر چراغ به شبهای تار من تو نبودیاگر چراغ به شبهای سرد و تار تو بودم کنار پنجره آرام مینشستی و امانشسته نه! که هرآن لحظه بیقرار تو بودم از اینکه رفتهای خوش باش و روزگار بکامتمنم که ماندهام هرچند، در کنار تو بودم مژگان فرامنش ...

    ادامه مطلب
  • تو نیستی که ببینی غم جهان مرا

  • نیلوبلاگ

    تو نیستی که ببینی غم جهان مرا زمین تنگ و قفسهای آسمان مرا من و سکوت غمانگیز سرد این خانهو تو که بردهای از خاطرت نشان مرا چنان به هستی و دنیای خویش باریدم که برده سیل غمانگیز آشیان مرا تو نیستی که ببینی چگونه میگذردبهار زندگی از کوچهی خزان مرا چنان مقابل آیینهی غبارآلود نشستهام که نفهمیدهای زبان مرا از اینکه زندهام اکنون چه سود؟ خط زده اند! میان دفتر تقویمها زمان مرا مژگان فرامنش...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    تو نیستی که ببینی | تو نیستی که ببینی چگونه با دیوار | تو نیستی که ببینی مشیری | تو نیستی که ببینی چگونه پیچیدست | تو نیستی که ببینی چگونه | تو نیستی که | تو نیستی که ببینی چه میکشم مریم | تو نیستی که ببینی چگونه عطر | تو که نیستی سیامک عباسی | تو که نیستی شهره